سايت شهر دامغان
|
حاشیه هایی از سفر مقام معظم رهبری به شهر دامغان (1) |
|
حاشیه هایی از سفر مقام معظم رهبری به شهر دامغان (1) رهبر معظم انقلاب در ادامه سفر به استان سمنان، صبح امروز به شهرستان دامغان رفت تا مردم این شهرستان نیز، از برکات حضور سبز زعیم فرزانه و عالیقدر خود بهره مند شوند. دامغان کهن ترین شهر استان سمنان و جمعه نوزدهم آبان یک روز به یاد ماندنی و تاریخی برای این شهر است که برگ زرین دیگری در تاریخ آن رقم خورد. امروز جمعه، برای مردان و زنان و پیران و جوانان و کودکان و خردسالان و علما و فضلا و نخبگان و دانشجویان و قهرمانان و ورزشکاران و در یک کلام برای همه دامغانی ها روز افتخار آفرینی بود. هنوز 2 ساعتی به لحظه دیدار باقی مانده و مردم برای دیدار با رهبر خود باید تا ساعت 10 لحظه شماری کنند؛ گزارش گر رادیو محلی از اشتیاق و شور و حال مردم این گونه گزارش می دهد: ورزشگاه حمزه سیدالشهدا مالامال از جمعیت، حضوری آگاهانه و با معرفت، آفتاب دامغان از سپیده دم درخشیدن گرفته و تا دقایقی دیگر نیز آفتابی دیگر. کوچه ها و خیابان های اطراف ورزشگاه نیز مملو از جمعیت است؛ تقاطع خیابان ورزش و 22 بهمن بسیار شلوغ است، مردم به یکدیگر می گویند آقا برای ورود به ورزشگاه از این محل عبور می کنند. جمعیت هلهله کنان، پای کوبان و شادمانه در حرکت اند؛ هر لحظه بر ازدحام جمعیت افزوده می شود و آنها آماده اند تا بگویند "رواق منظر چشم من آشیانه توست / کرم نما و فرود آی، که خانه خانه توست". رادیو از طریق بلندگوهای نصب شده درخیابان ها اعلام می کند نمایندگانی از طرف رهبر معظم انقلاب امروز به برخی شهرها و روستاهای استان سمنان سفر کرده اند؛ خبرنگار رادیو می گوید من اکنون در شهمیرزاد هستم. حضور گسترده مردم برای دیدار رهبر انقلاب وصف ناشدنی است؛ به هر طرف که نگاه می کنیم جلوه ای زیباست، مردم با پای پیاده، پشت موتور و وانت و حتی کامیون خود را رسانده اند. پیر مردی شصت و پنج ساله که خود را از یاران شهید شاهچراغی و شهید موسوی از شهدای گرانقدر سمنان معرفی می کند، شور و حال خود را این گونه وصف می کند : وقتی که آقا رئیس جمهور بودند، اورا دیدم و البته در سمنان و امروز هم از اول صبح منتظرم دوباره چشمم به جمال رهبر فرزانه انقلاب روشن شود و به او بگویم که چقدر او را از ته دل دوست دارم. زنی سالخورده که به دنبال محل جمع آوری نامه های مردمی می گردد، گفت "نامه ای دارد که در آن از رهبر انقلاب خواسته تا حقوق بازنشستگان را اضافه کنند". برخی با دوربین های عکاسی و فیلمبرداری شخصی شور و حال و شعف و شادمانی مردم را به تصویر می کشند و عده ای با قلم و کاغذ آن را ثبت می کنند؛ گویا آنها نیز می خواهند در ثبت و ضبط این لحظات تاریخی سهیم باشند. بالگرد صدا و سیمای استان که در ارتفاع پایین پرواز می کند، تصویرگر حضور مردم برای مخابره به ملت های جهان است. مردم به وجد آمده و گمان می برند آقا در آن بالگرد حضور دارند؛ عقربه ها ساعت 30/9 رانشان می دهند که مجری مراسم از مردمی که در اطراف ورزشگاه برای استقبال از رهبر معظم انقلاب اسلامی حضور دارند دعوت می کند تا به داخل ورزشگاه بیایند و تاکید می کند که در بیرون ورزشگاه استقبالی از آقا صورت نمی گیرد. و اما دقايقي بعد... اینجا دارالشفای آزادگان دامغان و عطر ندبه با شمیم دل انگیز آقا در هم آمیخته است؛ این سو و آن سو پدر و مادر، همسر و فرزند شهید در زیارت عزیزشان اشک شوق بر دیده دارند و شاید مثل من باورشان نمی شود در این صبح پائیزی او آمده است تا بهره ای از معنویت شفاعت کنندگان آخرت ببرد. هنوز چند دقیقه ای از حضور آقا نمی گذرد که مشتاقان با مشاهده ایشان به دورشان حلقه زده و چونان نگینی رهبرشان را در بر گرفته و ندا می دهند "صل علی محمد بوی خمینی آمد"؛ آقا 10 صبح با مردم دامغان درورزشگاه حمزه سید الشهد قرار دارند و به همین خاطر سوار بر خودرو می شوند ولی مردم دل نمی کنند؛ دنبال خودرو می دوند و رهبری نیز از آنها تشکر می کنند و ابراز احساسات را پاسخ می گویند. مادر آمده بود تا رهبر در دامغان احساس غربت نکند؛ اگر سه پسرش نبودند و اگر فرزند جانبازش نتوانسته بود خود را به خوش آمد گوئی مرادش برساند اما پسر خردسالش بود؛ با چفیه ای بر دوش. مادر شهیدان مومنی آمده بود؛ به نیابت از سه دسته گل پرپرش و آمده بود تا ارادت خود و خاندانش را به آقا برساند؛ او نجوا می کرد... خوش آمدید ... شما سلامت باشید ... فرزندان من فدای انقلابم و امام و ... اشک شوق مادر گواهی بود بر تسکین آلام دلش که اگر لاله هایش در کنارش نیستند، باغبان هست. چهار دختر بچه با لباس هائی سپید به نشانی پاکی و صداقت مردان و نجابت زنان این خطه و با پیشانی بند که بر آن فدائیان رهبر نقش بسته بود؛ به نشانی آن که مردان دیار کویری دامغان بیش از گذشته به آرمان های انقلاب و نظام و شهدا و امام و رهبری وفا دارند و حاضرند تا برای تداوم و هدایت صحیح این کشتی نجات جان خویش را فداکنند. آنان خطاب به رهبر این گونه گفتند: رهبرم ! مقدمت عطر گل یاس / با صد درود و صد سلام / هی می گیم با یک کلام / فرزند خوب زهرا / خوش آمدی به شهرما ... اشک شور و شوق پایان بخش کلام این خرد سالان بود؛ آقا دستی بر سر یک یک آنها می کشد و از وضعیت تحصیلی آنان می پرسد و دختران می گویند که مدرسه نمی روند و هدیه ای از ایشان می گیرند؛ دیگر پسر خردسالی که خوش آمد گفته، از رهبر معظم انقلاب اسلامی چفیه طلب می کند و پس از گرفتن آن تحفه، دیگر حضار نیز آن هدیه ارزشمند را می بوسند. جماعت مشتاق می گویند: صل علی محمد/ بوی خمینی آمد... دسته گل محمدی/ به شهر ما خوش آمدی... ابوالفضل علمدار/ خامنه ای نگهدار... ای رهبر آزاده / آماده ایم آماده ... جایگاه سخنرانی رهبر معظم انقلاب اسلامی بسیار زیبا و شکیل تزئین گشته؛ یک درخت پسته که نماد مرغوبیت پسته دامغان است، درجایگاه قرارداده شده است. با قرارگرفتن حجت الاسلام ترابی امام جمعه دامغان پشت تریبون شعارها پایان می یابد و او به رهبر معظم انقلاب خیر مقدم می گوید و ساعت 15/10 دقیقه رهبر معظم انقلاب اسلامی لب به سخن گشودند و از خرسندی خود به خاطر حضور در جمع مردم دامغان سخن گفتند. رهبر معظم انقلاب اسلامی در بخشی از سخنان خود، از مادرشهیدان مومنی یاد می کنند و می گویند : دقایقی قبل مادر شهیدان مومنی را زیارت کردم؛ اگرچه سالخورده است اما از لحاظ روحی مثل کوه ایستاده؛ باید دست اینها را بوسید.
تاريخ : 20/08/1385 ساعت ( 01:04 ) منبع : مهر
ـــــــــــــــــــــــــــــــ |
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سايت شهرستان دامغان به هيچ گروه - سازمان و يا حزب وابستگى نداشته و تنها با سرمايه هاى مادى و معنوى دامغاني هاي مقيم تهران ايجاد و اداره مى گردد.
كليه حقوق مادى و معنوى اين سايت متعلق به جوانان دامغان مى باشد. نقل مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع بلا مانع است.
© 2004 - 2006 Damghancity All rights reserved. Page design by Ali Rezvani
آمار بازديد کنندگان از تاريخ 24 بهمن 1382