|
اخلاق و روحيات مردم دامغان
اظهار
نظر در اخلاق و روحيات مرم يك شهر حتي يك خانواده بآساني و سهولت ممكن نيست
و چه بسا مطالعات سطحي خاصه اگر از طرف اشخاص غيرعارف بروانشناسي بعمل آيد،
غالباً نادرست و بي ارزش است.
گذشته
از اين تحقيق و بررسي در مورد اخلاق و روحيات يك رده بايد منحصراً متكي
بعقل و تجربه باشد نه مبتني باحساسات ، چه در غير اينصورت باز هم نتيجه
مفيد و قابل اعتماد نيست، همچنين داوري كسانيكه غرض و نظر شخصي را در
شناساندن جمعيتي دخالت ميدهند در خور باور و مورد اطمينان نميباشد، زيرا
بسيار اتفاق افتاده قضاوت چند تن دانا و صاحب نظر درباره يك موضوع چون از
روي احساسات فرصتهاي شخصي انجام يافته با هم متناقض و متباين بوده است.
مثلاً يكي هنگاميكه در شهري ميزيسته، تنگدست نشده، آب و هواي آنجا سازگارش
بوده، بيمار و بستري نگرديده، مردم بوي احترام و هنگام نياز همه جور همراهي
مينموده اند، بديهي است اگر از او پرسيده شود آن شهر و مردمانش چگونه هستند
دهان بتعريف و تحسين ميگشايد و حال آنكه ممكنست عقيدة ديگري در همين مورد
درست عكس، و مخالف اين باشد.
جهانگردان و تاريخ و جغرافي نويسان قديم در كتب خود از صفات و اخلاق مردمان
دامغان چيزي ننوشته اند تا بتوان از قضاوت آنها نتيجه گرفت تنها از مؤلفين
متاخر حاجي زين العابدين شيرواني صاحب بستان السياحه و رياض السياحه آنرا
«خالي از شرارت» ندانسته و صاحب الانتخابات البهيه كه مطالب كتاب خود را در
مورد دامغان با تغييراتي از رياض السياحه نقل نموده چنين نوشته است: «اهل
دامغان از كمالات نفساني دور و از فضايل انساني عورند.» اما اين تعاريف
كاملا نادرست و عاري از حقيقت است و مميزت اخلاقي دامغانيها را عادلانه
بشرح زير ميتوان خلاصه كرد:
مردمان
دامغان دير آشنا ولي صميمي، بسيار خودپسند و لجوج و مادي ميباشند: زياد خوش
سليقه هستند، اگر با كسي آشنا شدند رشتة محبت و مودت را زود نمي گسلند،
مهربان باتعارف، اما كينه توز ميباشند از نيكي يا بدي اشخاص را زود فراموش
نميكنند، صفت برجسته اي كه سرشته با گل آنهاست ميهمان نوازي ايشانست،
دامغانيها بظاهر ساده اما در باطن با سياست و زرنگ ميباشند، بخوشگذراني ذوق
و رغبت زياد دارند؛ ميخواهند در سايه اتكاء بنفس وجودشان منشاء اثرو مثمر
ثمر باشد بهمين مناسبت بيشتر مشاغل آزاد توجه ميكنند و اغلب نيز بسبب
ابتكار ذاتي و مهارت اكتسابي زود بمقصود ميرسند.
مراسم
عروسي
از جمله
وسائل تحقيق در مورد چگونگي تمدن و فرهنگ و تربيت يك توده و جمعيتي بررسي و
مطالعه در افسانه ها، بازيها، آداب و سوم و عقايد، زبان محلي آنان
ميباشد.متتبعين و كسانيكه بروشن كردن قسمتهاي تاريك و مبهم زندگاني اجتماعي
ساعي هستند غالباً بدين وسائل متشبث و دست بدامان ميشوند زود هم بمقصود
ميرسند، چه اينها هر يك بنوبة خود نماينده و معرف حالات باطني يك فرد يا
اجتماع است و براي شناختن و شناساندن آنها ميزان و ملاك خوبيست. مردمان
دامغان افسانه و يا بازي و يا رسمي كه منحصر بخودشان باشد ندارند چه اين
شهر از قديم الايام سر راه بوده و رفت و آمد و ارتباط زياد با مردمان خارج
بدانان مجالي نداده است كه بتنهائي عقايد و رسوم مخصوصي برگزيدند، افسانه
هاي آنها بيشتر قصه هائيست كه در جاهاي ديگر هم ساري و شايع است و
معتقداتشان بيشتر چيزهائيست از ديگران كه بذوقشان خوش آمده و قدري بدان خو
گرفته اند. گاهيهم اختلاف سليقه و ذوق،مردمان ده نشين و شهر نشين را در عين
مجاورت و همسايگي پيروي رسوم متفاوت و احياناً متبايني وادار كرده است
مثلاً مراسم عروسي مردمان شهر و آباديهاي پيرامون كم و بيش اختلاف دارد و
چون درج قسمتي از رسوم مردم دامغان مورد نظر است رسم عروسي در شهر بترتيب
زير يادآوري ميشود:
پس از
خواستگاري بستگان داماد و جلب موافقت، پدرو مادر عروس شرايط و روز سفيدي
آوردن را تعيين ميكنند.
مقصود
از سفيدي مقداري شيريني و چاي و پارچة سفيد و لباس و كفش و حنا و صابون و
بعضي چيزهاي ديگر است كه نسبت بوضع مالي داماد كيفيت و كميت آن تغيير
ميكند.
اين
لوازم با تشريفات مخصوص و در ساعت سعدي كه بطور يقين نبايد قمر در عقرب
باشد بمنزل عروس برده ميشود.
پيش از
ظهر يك يا چندن روز بعد، مجلس عقد مردانه و عصر همان روز بزم زنانه بخرج
داماد در منزل عروس ترتيب داده ميشود؛ پس از عقد طبق معمول همه جا داماد
مجاز است بدلخواه خود بمنزل عروس برود و گاهگاه مخصوصاً در روزهاي عيد هديه
و تحفه اي برايش ببرد.
روز قبل
از عروسي،اقوام داماد براي بردن عروس بمنزل او ميروند عروس اول بايد حمام
برود؛ در موقع حركت برادر يا يكي از خويشان نزديك عروس چادر بسر او انداخته
و از زير سيني آينه و قرآن كه كمي نان هم در آن گذاشته شده سه مرتبه او را
رد ميكنند؛ عروس بايد دست روي نان بگذارد و قرآن را ببوسد؛ در تمام طول راه
رفتن بحمام و برگشتن بخانه داماد، آئينه ايرا كه روز عقد داماد فرستاده
جلوعروس ميبرند و وقتيكه عروس بخانة شوهر پا مينهدبرسم قديم داماد بايد
بالاي سر در خانه قرار گيرد تا هميشه برزن خود مسلط و چيره باشد.
معمول
چنين است كه درهمين موقع يكي از بستگان داماد چيزي گرانبها مانند ظروفي
زرين و سيمين، يا سبك قيمت هر چه باشد پنهاني بنام عقل عروس ميربايد تا در
تمام دورةزندگي زن بي اختيار مطيع و پيرو شوهر باشد، شب عروسي داماد بحمام
رفته با باقيماندة صابوني كه قسمتي از آنرا عروس مصرف كرده تن را شستشو
ميدهد و بعد از مراجعت و پايان جشن و رفتن ميهمانان وارد در زندگي زناشوئي
ميشود.
تهيه
غذاي ظهر اولين روز عروسي بگردن مادر عروس است كه بايد آنرا بسيار خوب و
چرب و شيرين و مقوي درست كند.
شب بعد
از عروسي، عروس و داماد بديدن پدر و مادر عروس رفته دست آنها را ميبوسند و
هديه ايرا كه برايشان آماده شده ميگيرند؛ اقوام نزديك هر دو طرف نيز بنسبت
تمكن و دارائي خود تعارف و تحفه اي براي عروس و داماد ميفرستند، دراخرهم
اقوام داماد از آنها و اقوام عروس ميهماني و پذيرائي مي كنند و باختم اين
مجالس دعوت كه «هاگشا» ناميده مي شود مراسم عروسي پايان مي پذيرد.
برخي
عقايد
اگر
مقراض باز يا جاررو وارونه گذاشته شود ميان افراد خانواده جنگ خواهد شد.
اگر
ظروف خانه رديف واقع شود يا آب درموقع ريخته شدن روي زمين صدا كند و يا
گربه روبروي انسان خود را بليسد مهمان خواهد رسيد.
اگر خال
روي ناخن ظاهر شود، بتعداد آن لباس نو دوخته خواهد شد.
اگر روز
عيد غدير خانه اي جاروب شد مورچه زياد در آن خانه پيدا ميشود.
اگر روز
عيد قربان خياطي كنند بپاي حجام مكه خار فرو ميرود.
اگر
كسي وسط درگاه بايستد دعوا ميشود و هرگاه در آستانه اطاق بنشيند باو تهمت و
افترا ميبندند.
اگر كسي
با كوبيدن دست بسقف كرسي نوا بگيرد باد و كولاك خواهد شد.
در وقع
پهلو درد اگر ظرف مسي ارثي را داغ كرده بپهلو بگذارند درد برطرف ميشود.
اگر در روز بيست و هفتم رمضان بين دو نماز در مسجد تاريخانه كيسه اي بدوزند
و سكه سفيدي در آن بيندازند آن كيسه بي پول نخواهد ماند.
اگر كسي
شب سوت بزند شيطان را صدا كرده است.
اگر كف
پاي كسي بخارد بسفر خواهد رفت.
اگر كف
دست كسي بخارد پول بدستش ميآيد.
اگر
كفشها پشت سر هم واقع شود علامت عزا رفتن است.
|