|
سايت شهر دامغان
|
|
كابوس يك خبرنگار از دامغان ! |
|
هنوز كابوس آن تصادف را مي بينم. با آنكه چند روزي از آن گذشته. براي تهيه گزارشي به شاهرود رفته بودم و درحال برگشت بودم. كيلومتر ۵۴ سمنان به دامغان ميهمان اين كابوس شدم . ساعت يك ربع به هشت شب بودو چهار ساعت از تصادف مي گذشت.از يكي از ماموران علت تصادف را مي پرسي. ميگويد «راننده خوابش برده بود.» بارش گوجه بوده است. بار آن كاميون حالا له شده.شاهدان ميگويند «بيش از ۵ بار ملق زده است.» تمام جاده سرخشده بود از گوجه هاي تازه و له شده. انگار كه روي بستري از رب رانندگي كني.كاميون چپ كرده روي راننده افتاده بود. چهره اش كبود و پاهايش سفيد مانده بود. با آنكه همه چيز معلوم و مشخص بود اما نمي توانستند جنازه را از آن زير بيرون بكشند.فرسودگي دستگاه هاي جرثقيل و بي تجربگي ماموران اداره راه كار را بدتر كرده بود و حداقل چندبار خودم ديدم كه كاميون وسط راه بلندشده، روي جنازه مي افتاد.راننده سرش روي بالشي بودكه احتمالاً براي استراحت قبل از اين استفاده مي كرد. بار گوجه، بار بديست. براي فاسدنشدنش بايد آنرا بدون وقفه اي به مقصد رساند. از غروب حركت مي كنند كه خنك است تا صبح به مقصد برسد. راننده نبايد حتي لحظه اي درنگ كند.او نمي تواند جز براي خوردن غذا توقف كندو نمي تواند بخوابد و بعداز استراحت حركت كند.يكي از اهالي مي گويد:«كاميون از بندر آمده است و بايد به خراسان مي رسيد.» راننده اي حرف هاي او را تاييد مي كند و مي گويد: «براي اين كار۴۰۰ هزار تومان پول گرفته است.»راننده كاميون كه بود؟ نامش چيست؟ چند ساله است؟ متاهل بود؟ فرزندي داشت؟ كسي چيزي نمي داند. تنها جنازه اي آن زير مانده و نمي توانند كاميون را از رويش بلند كنند. لااقل چندبار وسط راه كاميون روي جنازه افتاد.آيا او همان لحظه مرده است؟ يا بعد از اينكه چند بار كاميون افتاده بود جان داده است. بعضي مرگ ها چقدر تلخ است. هنگام برگشتن پشت چپ شده كاميون توجه ام را به خود جلب ميكند «منتظرم بابا برگردي» و نگاهي خمار كه كنار آن حك شده است.و من هنوز آن كاوس لعنتي را مي بينم. مردي له شده با چهره اي خون آلود كه به من مي خندد و صداي كودكي كه فرياد مي زند «منتظرم بابا برگردي» و هنوز در فكر آن كاميون نارنجي رنگ هستم. آن بنز ۱۰ تني كه پلاك شيراز ۹۲ را با خودش يدك مي كشيد.شاگرد راننده البته از اين حادثه جان سالم به در برده است. يك ساعت بعد از حادثه او را به سمنان منتقل كردند و يادم هست كه مامور انتظامي مي گويد «راننده بين ۳۰ تا ۴۰ ساله بوده است.»بعد از چهار ساعت آمبولانس نعش كش كه رسيد عادي ترين رفتارها را داشت. مي گويد «در تمام مدتي كه در اين جاده كار مي كنم، جسد زياد ديده ام و برايم عادت شده است. شايد براي همين هم بود كه آنقدر راحت و سريع جنازه را از زير كاميون بيرون كشيد و آن را به سرعت داخل آمبولانس انداخت و از صحنه گريخت, به همين راحتي و حالا من مانده ام و كابوسي وحشتناك كه هنوز دست از سرم بر نداشته است .
Damghancity |