Damghan City

1386 اسفند ماه

دامغان در حدود چهارصد سال پيش از ميلاد مسيح چنان عظمتی داشت كه اشك سوم و تيرداد اشكانی در سال 249 پيش از ميلاد آن را پايتخت خود اعلام نمودند . اين شهر تا قرن اول ميلادی اهميت خود را حفظ كرد و مركز ايالت بزرگ قومس بود . برخی ها , طرح اين شهر را به هوشنگ نسبت داده اند . اين نظريه به واقعيت نزديكتر است كه مردم اين منطقه دراطراف رودخانه چشمه علی كه در درة كوههای شمالی جاری است اسكان يافتند و مدنيتی را بوجود آوردند . چنانكه نوشته اند , نزديك به چهارصد سال پيش از ميلاد جمعی از مغان در مسير رود سكنی گزيدند و به همين علت , نخست اين منطقه ده مغان ناميده می شده و به مرور زمان و در آخر الامر به دامغان تبديل گرديد .دامغان مدتی پايتخت زمستانی اشكانيان بود و تا كشته شدن يزدگرد , آخرين پادشاه ساسانی موقعيت خود را  حفظ كرد . در دوره های حكومت امويان ,عباسيان , طاهريان , سامانيان , سربداران و ديلميان دامغان از موقعيتی ممتاز برخودار بود .

 

صفحه اول

گفتگو

يادداشت

گزارش

     اخبار
·  سياسي
·  اجتماعی
·  مذهبی
·  فرهنگی هنری
·  ورزشی
·  اقتصادی
·  حوادث
     كاريكاتور روز
 
 
     تصوير روز
 
 
     تاريخ

شامل:

  1. تاريخچه دامغان

  2. اثار باستاني دامغان

  3. عكس هاي تاريخي

  4. مهمترين وقايع تاريخي دامغان

  5. عكس هاي بزرگان دامغان

    گفتگوي اينترنتي

Damghan Chat

    ايران و دامغان

    

 

شعر دامغان

سروده :   مجتبي مير سيدي

تا به دل نقش دامغان آمد

دلم از شوق در فغان آمد

دامغاني كه در عبورِ عُصور

نخبه و زبدة زمان آمد

دامغان در مسير مشهد عشق

عاشقان را چو ميزبان آمد

شهركي نيست تازه سبز شده

از زمانهاي باستان آمد

طول تاريخ اگر حساب كني

شش هزاره بر او زمان آمد

از دل دامغان با فرهنگ

مردم فَحلِ‌ كاردان آمد

نقطه نقطه دقيق بايد شد

كه در‌ آن علم جاودان آمد

از منوچهري‌اش شروع كنيم

در سخن يكه پهلوان آمد

علماي عظام اين خطه

چو ترابي چه مهربان آمد

يا شريعتمداري فاضل

در ره علم نكته دان آمد

در مسيرِ نبرد باطل و حق

دامغان مهدِ شاهدان آمد

شهداي بزرگواري چون

ساجدي آنكه پشتيبان‌آمد

شاهچراغي شهيد مجلس ما

يا هراتي چه جاودان آمد

خيل جانباز اين قبيلة خون

افتخاري به دودمان آمد

ديده اين خاك بسي نشيب و فراز

اسب فتحش به زير ران آمد

در فراسوي حركتِ دوران

بيشتر سود و كم زيان آمد

در فروزَندگي به خيل و خوشي

شهر آشناي جهانيان آمد

گوييا ايزدش مدد فرمود

ياورش حّي مستان آمد

دامغان در سيرِ تاريخي

پادشاهي دو مهمان آمد

تيرداد نخست و اشك دوم

پايتخت چونان كسان آمد

گوهري سبز در ميان كوير

همچو خورشيد دُر افشان آمد

هم كشاورز  بيني در آن

هم در او گله و شبان آمد

گويي اين همه صفا و نشاط

دامغان را از آسمان آمد

بادهايي به موسمي هر سال

دلنشين رفت و دلنشان آمد

آب چشمه علي به عشق علي

همچو زمزم ترانه خوان آمد

همه آثار باستانيِ آن

در مسير هنر دكان آمد

مسجد تاريخانه در قدمت

در مساجد به يك نشان آمد

گرد كُه ، تپه حصاريِ آن

برج طغرل چه دلستان آمد

يا علمدار پير و چهل دختر

قومسش را به آستان آمد

از معادن چه گويمت ايدوست

سي و شش ماده در ميان آمد

بخوصوص آن طلاي خالصِ‌ او

كه مقامِ يك جهان آمد

اقتصادش به پستة خندان است

خنده از آن به هر زبان آمد

دامغان داستان پُر شوري است

كه به شعر اينچنين روان آمد

اين زمين گرانتر از گوهر

رشك كرسي و آسمان آمد

ليك افسوس اين گلستان را

چند قرن است كه خزان آمد

شده نامهربانيش هر چند

با مَه و مهر هم قرآن آمد

مهر بايد به دامغان ورزيد

كه به حق عشق را مكان آمد

دامغان را بايد دوباره ساخت

رستمي كو كه هفت‌خوان آمد

رستمي بايد اندر اين عرصه

مشكل امروز ديو جان آمد

آنقدر لازم آمد اين حركت

كه دل و ديده به زبان آمد

صبر تا كي براي اين حركت

دامغان از سكون به جان آمد

كجاست دلسوزي براي اين شهر

اي جان همشهري زمان آمد

به دست خويش بايد ساخت

شهر را كه كنون خزان ‌آمد

خنده بايد جاري ساخت بر لب شهر

زين خبر گدا نيز شادمان آمد

رونق بايد داد دوباره شهر را

دامغان از سكون به جان آمد

جمع شويد اهل وطن

تا همه گويندپرستو به آشيان آمد

كجاييد دلسوزان اين شهر

كه كنون فصل امتحان آمد

آري اي دوستان بشتابيد

چون از هزاران عيب يكي بيان آمد

دامغان نگين انگشتري اين وطن

بنگر كه يارت پي بوسه بر آستان آمد

دوباره ميسازمت خوب و قشنگ

شعاريست كه بر سرهر زبان آمد

سيراب شد تمام موطن از چشمة‌علي

آري چشمه هم به پيشواز عاشقان آمد

جزم كنيد عزم را رفيقان

پيش ارادة تو خصم ناتوان آمد

باغبان شعري سرود برايت

تا يار پي ابقاي آرمان آمد

ياد آن يارِ مهربان آمد

الحق الحق كه دُر افشان آمد

 مجتبي مير سيدي

     نگاهي به دامغان

· نگاهي کوتاه به دامغان

دامغان در حدود چهارصد سال پيش از ميلاد مسيح چنان عظمتی داشت كه اشك سوم و تيرداد اشكانی در سال 249 پيش از ميلاد آن را پايتخت خود اعلام نمودند . اين شهر تا قرن اول ميلادی اهميت خود را حفظ كرد و مركز ايالت بزرگ قومس بود . برخی ها ، طرح اين شهر را به هوشنگ نسبت داده اند . اين نظريه به واقعيت نزديكتر است كه مردم اين منطقه دراطراف رودخانه چشمه علی كه در درة كوههای شمالی جاری است اسكان يافتند و مدنيتی را بوجود آوردند . چنانكه نوشته اند ، نزديك به چهارصد سال پيش از ميلاد جمعی از مغان در مسير رود سكنی گزيدند و به همين علت ، نخست اين منطقه ده مغان ناميده می شده و به مرور زمان و در آخر الامر به دامغان تبديل گرديد .دامغان مدتی پايتخت زمستانی اشكانيان بود و تا كشته شدن يزدگرد ، آخرين پادشاه ساسانی موقعيت خود را حفظ كرد . در دوره های حكومت امويان ،عباسيان ، طاهريان ، سامانيان ، سربداران و ديلميان دامغان از موقعيتی ممتاز برخودار بود .

     درباره ما
·  درباره ما
·  تماس با ما
·
 نامه های رسيده
·  ارسال خبر       
·  نظر خواهی   
خ
     بكير ابن اعين
 

   

   
 
   

 اعضاي سايت :: نقشه شهر :: نقشه سايت :: اخبار ويژه :: گزارش :: گفتگو :: مشاهير ::  تاريخ :: مطبوعات دامغان :: مطبوعات سراسری :: تماس با ما ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ سايت شهرستان دامغان  به هيچ  گروه - سازمان و يا حزب وابستگى نداشته و تنها با سرمايه هاى مادى‌ و معنوى‌ دامغاني هاي مقيم تهران ايچاد و اداره  مى گردد.
 

كليه حقوق مادى‌ و معنوى اين سايت‌ متعلق به جوانان دامغان مى باشد. نقل مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع بلا مانع است.

آمار بازديد کنندگان از تاريخ 24 بهمن 1382